تبليغاتX
بسم رب الشهداوالمجاهدین - فضيلت و برتري صحابه
اخبار مدارس دینی اهلسنت ایران

فضيلت و برتري صحابه 

يكي از چيزهايي كه بر فضيلت صحابه رضي‌الله عنهم دلالت مي‌كند، مدح حضرت علي رضي‌الله عنه بر آنان و مدح آنان بر حضرت علي رضي‌الله عنه مي‌باشد، وي درباره‌ي بيعت با حضرت ابوبكر رضي‌الله عنه مي‌گويد: « فمشيت عندة ذلك إلي ابي بكر فبايعته و نهضت في تلك الأحداث حتي زاغ الباطل و زهق و كانت كلمة الله هي العليا و لو كره الكافرون، فتولي أبوبكر تلك الامور فيسيرو سددو قارب واقتصد فصحبته مناصحاً و أطعته فيما أطاع الله فيه جاهداً».شرح نحج البلاغه 6/94، البحار 33/566، الغارات ثقفي: 2/305-307

« آنگاه نزد ابوبكر رفتم و باوي بيعت نمودم و در آن وقايع نقش ايفا كردم تا اينكه باطل نابود شد و دين خدا قالب گشت، گرچه كافران ناپسند بدارند، پس ابوبكر زمام امور را بدست گرفت پس آساني و ميانه روي كرد و به راه راست و درست رفت، خير خواهانه همراهيش كردم و در آنچه از خداوند اطاعت نمود از او اطاعت كردم ».

در ابتداي اين روايت آمده كه حضرت علي رضي‌الله عنه در ابتدا از بيعت كردن امتناع ورزيد؛ زيرا به خاطر قرابتي كه با آن حضرت صلي‌الله عليه وسلم داشت، خود را به اين امر حق دارتر مي‌دانست و سپس بعد از آن بيعت نمود و حضرت ابوبكر رضي‌الله عنه را چنان كه گذشت مدح و ستايش فرمود و اگر حضرت ابوبكر رضي‌الله عنه چنان نمي‌بود، هرگز او را به آن صفات نمي‌ستود.

سيد محمد آل كاشف الغطا اين واقعيت را صراحتاً‌ بيان كرده‌است، او مي‌گويد:« هنگامي كه «حضرت علي رضي‌الله‌عنه» ديد كه هردو خليفه (اول و دوم) براي نشر توحيد و تجهيز سپاه و توسعه‌ي فتوحات، آخرين توان خود را به كار گرفتند و تكروي و استبداد نكردند، با آنان بيعت و صلح نمود». نگا: اصل الشيعه الاثني عشريه و اصولها ص 123-124

بنا براين معلوم مي‌شود كه اين سخن كه صحابه رضي‌الله عنه با امر خدا و رسولش مخالفت كرده‌اند و خلفاي ثلاثه حق حضرت علي رضي‌الله عنه را غصب و در روي زمين ستم كردند، سخني بي اساس و باطل است، زيرا علاوه بر اين روايت از حضرت علي رضي‌الله عنه، روايتي كه ميان وي و خلفاي ثلاثه وجود داشته، بر خلاف اين است؛ زيرا تنها رابطه‌اي كه آنان با هم داشتند، رابطه‌ي دوستي و احترام و اعتراف به فظيلت يكديگر بود..

حضرت علي رضي‌الله عنه خلافت شرعي و معتبر را خلافتي مي‌داند كه با مشورت مهاجرين و انصار باشد و او خلافت حضرت ابوبكر و عمر رضي‌الله عنهما را خلافتي مشروع مي‌دانست و آنان را بسيار مي‌ستود اين مطلب را بيشتر توضيح خواهيم داد.

حضرت علي رضي‌ الله‌عنه مي‌فرمايد: «انه بايعني القوم الذين بايعوا ابابكر و عمر و عثمان علي ما با يعوهم عليه فلم يكن للشاهد أن يختار و لا للغائب أن يرد و إنما الشوري مهاجرين و الانصار، فإن اجتمعو اعلي رجل  و سموه اماماً كان ذلك لله رضا، فإن خرج منهم خارج بطعن او بدعة ردوه إلي ما خرج منه، فإن ابي قاتلوه علي اتباعه غير سبيل المؤمنون و ولاه الله ما تولي » نهج البلاغه، شرح محمد عبيده:246، 247، البحار، 33/67

« همان كساني كه با ابوبكر،عمر وعثمان بيعت كردند با همان شرايط و كيفيت با من بيعت نمودند، بنابراين نه آن كه حاضر بود (هم‌اكنون) اختيار فسخ دارد و نه آن كه غايب بود اجازه رد كردن، شوري فقط از آن مهاجرين و انصار است، اگر آنها متفقاً كسي را امام ناميدند خداوند راضي و خشنود است، اگر كسي از فرمان آنها با طعن و بدعت خارج گردد او را به جاي خود مي‌نشانند و اگر طغيان كند با او پيكار مي‌كنند، چرا كه از غير طريق مؤمنان تبعيت كرده و خدا او را در بيراهه رها مي‌سازد».

حضرت علي رضي‌الله‌عنه با اين سخنان بر معاويه اقامه حجت نمود تا او را به بيعت كردن وا دارد و بيان كند  كه حق اين است كه: هر كسي را كه مهاجرين وانصار با او بيعت كنند، خلافتش منعقد مي‌شود و رضاي خداوند نيز بر آن خواهد بود، حضرت علي رضي‌الله عنه برتر از آن بوده كه نا حق از كسي طرف داري كند و يا براي اثبات حق، به باطل استدلال كند و يا به خاطر كسي سخني ناحق و باطل بگويد، مگر نه اين است كه شيعه معتقدند كه او معصوم است، معصوم هرگز و تحت هيچ شرايطي سخن باطل و ناحقي نمي‌گويد.

از اين گذشته در باره‌ي بيعت مهاجرين و انصار مي‌گويد: اگر آنان به اتفاق مردي را برگزينند و او را امام بنامند، رضايت خداوند نيز بر آن خواهد بود، بدون ترديد مهاجرين و انصار بر بيعت با او اتفاق داشتند همان گونه كه پيش از آن بر بيعت با حضرت ابوبكر، عمر و عثمان رضي‌الله‌عنهم اتفاق نمودند و هر يك از آنان را امام مسلمين ناميدند.

 حضرت علي رضي‌الله عنه اين مطلب را بسيار روشن و واضح بيان نموده است، اما جاي تأسف است كه شيعه‌ها از اين متن و امثال آن تجاهل كنند و يا به راستي از آن ناآگاه و بي خبر باشند و يا بكوشند تا آن را تأويل كنند و سپس ادعا كنند كه ما پيروان امام علي رضي‌الله‌عنه هستيم.

ايشان بيان نموده است كه خلافت شرعي و معتبر آن است كه از طريق مهاجرين و انصار منعقد شده باشد، و نگفته كه در اين زمينه از جانب خداوند نصي وجود دارد، و اگر بگوييم كه عامه‌ي صحابه و مهاجرين وانصار مرتد شده‌اند، پس حضرت علي رضي‌الله عنه چگونه به خلافت رسيده است؟!!.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/05ساعت 11:16 قبل از ظهر  توسط طلبه  |